پرسش :

تعدد زوجات مخالف با سير طبيعت است . زيرا به لحاظ آمار تعداد زنان و مردان تقريبا برابر است . بنابراين طبيعت يك مرد را براى يك زن قرار داده است نه يك مرد را براى چهار زن .


شرح پرسش :
پاسخ :
پاسخ:
مساله ازدواج صرفا به تعداد زن و مرد بستگى ندارد بلكه عواملى ديگرى هست كه بسيار موثر است. اولا؛ رشد فكرى و آمادگى براى ازدواج در زنان زودتر است تا مردان. لازمه اين امر اين است كه اگر به لحاظ آمارى از صفر شروع كنيم پس از گذشت 25 سال تعدادزنان آماده به ازدواج نسبت به مردان دو برابر است. يعنى طبيعت فقط پس از گذشت 25 سال براى هر مرد دو زن قرار داده است. ثانيا؛ آمار نشان داده است كه زنان عمر طولانى تر از مردان دارند و لازمه اين مطلب آن است كه تعداد زنان بيش از مردان باشد. ثالثا؛ قابليت توليد مثل در مردان دوام بسيار بيشترى از زنان دارد. زنان بطورمتوسط در 50 سالگى اين قابليت را از دست مى دهند، در حاليكه مردان بطور متوسط تا 70 سالگى چنين قابليتى دارند. با توجه به مطلب گذشته مى توان نتيجه گرفت كه طبيعت تعدد زوجات را جايز شمرده است. زيرا معنا ندارد كه قابليت توليد مثل را در مردان افزايش داده باشد اما از توليد مثل مخالفت كرده باشد. رابعا؛ عوامل از بين برنده مردان مثل جنگ سبب مى شود كه تعداد زنان افزايش يابد. پس از جنگ دوم جهانى زنان آلمانى از دولت و كليسا درخواست كردند كه تعدد زوجات را مجاز دارند تا مشكل آنها حل شود. علاوه بر اين مطالب بايد گفت كه حكم تعدد زوجات نه از سوى طبيعت نه از سوى اسلام بصورت ضرورى و واجب براى هر مرد نيست بلكه صرفا با توجه به قيود و شرايط صرفاجايز است. در ضمن آنكه در شرع اسلام راههايى وجود دارد كه زن مى تواند از ازدواج مجدد شوهرش جلوگيرى كند، مثال شرط ضمن عقد.
تفسير الميزان ج 4 ص 184، علامه سيد محمد حسين طباطبائى(رحمت الله علیه)